
در گوش هایم نور میشنوم ، با این حال خوابِ وقتیدنه مخصوصا حالا که ماه و ستارهxa0 ها در رفتن .... + 6:36...
ادامه مطلب
بعد از مدت ها بیام یک شرح حال درست حسابی بنویسم . تقریبا چهار ماه پیش یک توله سگ سیاه رنگ به زندگیم وارد شد و من اسمش رو بوتا گذاشتم. اون اوایل کل تمرکزم روی این بود که بهش یاد بدم حیاط رو کثیف نکنه چون اونوقت به دست مامان پرت میشد تو کوچه ... حالا بعد چند ماه خیلی چیزا یاد گرفته و تقریبا پاش تو خونه محکم شده . چهارشنبه هفته ی پیش توی همون سیل و بارونای شدید بابام یه بچه گربه لاغر و خیس و مریض رو پیدا میکنه میاردش خونه و از اونجایی که داخل خونه ی ما به دلایل مختلف هیچ حیوونی حق نداره وارد بشه بر...
ادامه مطلب